احتمالا هر بار که نام ثروتمندترین مردان جهان به گوشتان میخورد به این فکر کنید که جای آنها بودن چه حسی دارد؟ یا چه چیزی، و چه سبک زندگی و مسیری یک فرد را در فهرست میلیاردرهای جهان قرار میدهد؟ نبوغ است؟ یا شانس؟ یا ترکیبی از فرصتها و ریسکپذیریهای دیوانهوار؟ ثروتمندترین افراد جهان نهتنها اقتصاد جهانی را شکل میدهند، بلکه سبک زندگی، فناوری و حتی رویاها و آرزوهای ما را نیز تحت تأثیر قرار دادهاند.
اما آیا مسیر آنها قابل پیروی یا تکرار است؟ آیا ثروت بزرگ آنها نتیجهی تلاشهای فردی است یا نتیجه شرایط خاص جغرافیایی و تاریخی؟ نقطه اشتراک این افراد در چیست؟ و ثروت این افراد واقعا چقدر بزرگ است؟
تصور کنید یک روز صبح از خواب بیدار میشوید و میبینید ارزش سهام شرکت شما یک شبه، وقتی در خواب راحت بودید ۱۰ برابر شده است. یا روزی برسد که سود تنها یک روز سهام شما، از کل دارایی پدرتان بیشتر است! یا فکر کنید هر لحظهای که در حال استراحت هستید ثروتتان در حال رشد باشد و اصطلاحا پول برایتان پول بسازد. این داستانهای رویایی، هر روز برای کسانی اتفاق میافتد که رمز و راز بازارهای جهانی را فهمیدهاند، استراتژی شخصی خودشان را ساختهاند و آگاهانه مسیر درستشان را پیدا کردهاند.
اما چرا این اتفاق برای ما و شما یا اطرافیانمان نمیافتد؟ چرا فکر به قرار گرفتن در این لیست یک رویای سنگین وزن به نظر میآید که گاهی حتی توان فکر کردن به آن را هم نداریم؟ اگر جواب یک کلمهای میخواهید، جواب “دانش” است!
دانش اینکه بدانیم این ثروتمندترین افراد جهان دقیقاً چطور و در چه مسیری پولشان را به کار انداختند، چقدر ریسک کردهاند و چقدر بر هدفی که داشتهاند پافشاری و سماجت داشتهاند، اینکه چرا مسیر آنها از ایلان ماسک تا جف بزوس سرانجام به وال استریت ختم شده است؛ و اینکه چرا با وجود این همه استعدادهای ایرانی، نامی از ما در فهرست میلیاردرهای جهان نیست؟
در مقالهای که خواندن آن را شروع کردهاید قصد داریم بررسی کنیم که چطور یک مهاجر آفریقاییالاصل توانست با سهام تسلا، صنعت خودرو را متحول کند، یا چرا یک کتابفروشی اینترنتی تبدیل به غول تجارت الکترونیک جهان شد، و چگونه یک دانشجو توانست با یک ایده ساده، شما را وادار کند هر روز این همه وقتتان را صرف اینستاگرام کنید و آینده شما را به نحوی تغییر داد؟
قرار است با هم نگاهی بیندازیم به زندگی و استراتژیهای ۱۰ نفر از ثروتمندترین افراد جهان در سال ۲۰۲۵، و از اسرار موفقیت آنها تا چالشهایی که حتی ثروت بیپایان نیز نمیتواند حل کند صحبت کنیم. آیا شما هم میتوانید یکی از آنها باشید، یا حتی در مسیر پیروی از آنها قرار بگیرید؟ یا شاید اصلاً نباید بخواهید یکی از ۱۰ شخص ثروتمند جهان باشید؟
۱۰ مردی که اقتصاد جهان را میچرخانند
از ایلان ماسک پیشرو صنعت و نوآوری فضایی تا جف بزوس سلطان تجارت الکترونیک، از برنارد آرنو امپراتور کالاهای لوکس تا بیل گیتس اسطوره نرمافزار جهان، این مردان بزرگ در واقع بازیگران اصلی صحنه اقتصاد جهانی هستند. مارک زاکربرگ با شبکههای اجتماعی، لری الیسون با پایگاههای داده، وارن بافت با سرمایهگذاری هوشمند، و لری پیج و سرگئی برین با موتور جستجوی شگفتانگیز گوگل، هر کدام به نوبه خود صنعت و دنیایی را متحول کردهاند. در ادامه با داستان جذاب هر یک از آنها، مسیر شغل و راههای سرمایهگذاری آنها آشنا خواهید شد؛ از مهاجرتهای پرریسک گرفته تا سرمایهگذاریهای هوشمند، هر کدام از این داستانها میتواند چراغ راه سرمایهگذاری شما یا یک نور الهامبخش باشد.
۱- ایلان ماسک: از آفریقای جنوبی تا مریخ
داستان ایلان ماسک بیشک جز خواندنیترین فصلهای کتاب موفقیت قرن بیست و یکم است. داستانی که در هر بار روایت میتوان از آن درسهای جدیدی دریافت. این نابغه ۵۲ ساله که از سال ۲۰۲۱ تاکنون به طور متناوب عنوان ثروتمندترین فرد جهان را در اختیار داشته، مسیری خارقالعاده را از شهر پرتوریا در آفریقای جنوبی تا قله صنایع هایتک آمریکا طی کرده.
ماسک در ۱۷ سالگی با یک چمدان پر از امید و انگیزه و ۲۰۰۰ دلار پول، آفریقای جنوبی را به مقصد کانادا ترک کرد. این اولین گام در سفر مهاجرتی و تغییر بازگشتناپذیر زندگی او بود که بعدها به آمریکا ختم شد. او در مصاحبهای گفته: “من فقط به دنبال جایی بودم که فناوری واقعاً در حال اتفاق افتادن باشد.” این جستجو اول از دانشگاه پنسیلوانیا شروع و سپس به سیلیکون ولی رسید.
وقتی ماسک در سال ۲۰۰۴ به تسلا پیوست، بسیاری صنعت خودروسازی الکتریکی را یک شوخی میدانستند. امروز تسلا با ارزش بازار بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار یک پیشروی بیچون و چرای صنعت خودروهای الکتریکی، همچنین توسعهدهنده پیشرفتهترین فناوریهای باتری و سازنده شبکه جهانی ایستگاههای سوپرشارژر است.
اما داستان ماسک فقط به تسلا ختم نمیشود. این کارآفرین پویا و سیریناپذیر، با ایجاد مجموعهای از شرکتهای انقلابی، تقریباً در هر صنعت پیشرفتهای ردپایی از خودش بجا گذاشته است. اسپیسایکس، غول فضایی خصوصی او، نهتنها انقلابی در صنعت پرتاب موشک و سفر به مریخ به پا کرده، بلکه با پروژه استارلینک در حال ارائه اینترنت ماهوارهای به سراسر جهان است. از سوی دیگر، نورالینک پروژه دیگر او مرزهای علم اعصاب را جابهجا کرده و به دنبال اتصال مغز انسان به کامپیوترهاست، ایدههایی که تا به چشم خودمان نتیجه آن را نبینیم باور نخواهیم کرد.
از سوی دیگر بورینگ کمپانی، پروژه بلندپروازانه بعدی ماسک، قصد دارد با شبکههای زیرزمینی تونل، مشکل ترافیک کلانشهرها را حل کند. حتی توییتر نیز که امروزه با نام “ایکس” فعال است، نتیجه خرید ۴۴ میلیارد دلاری ماسک، بخشی از این امپراتوری شد. این تنوع حیرتانگیز نشان میدهد که ماسک نهتنها یک تاجر، بلکه یک آیندهساز واقعی است که جسورانه روی تحولات بنیادین سرمایهگذاری میکند و در ذهنش هیچ چیز نشد ندارد.
ماسک که حالا در صدر فهرست ثروتمندترینهای جهان قرار داشتن برایش عادی شده، اوج ثروتش در نوامبر ۲۰۲۱ به ۳۴۰ میلیارد دلار رسید، رکوردی تاریخی برای یک فرد. مسیر این موفقیت هم از عرضه اولیه پیپال در بورس در سال ۲۰۰۲ شروع و با سرمایهگذاری جسورانه در تسلا و اسپیسایکس و استفاده استراتژیک از بازار سهام برای تأمین مالی ادامه پیدا کرد.
ماسک ثابت کرده که ترکیب “چشمانداز بلندپروازانه” و “دسترسی به بازارهای سرمایه پیشرفته” به معنای واقعی کلمه میتواند معجزه کند.
همین حالا بسیاری از مشتریهای ما در MHS سهام تسلا را میخرند و بهعنوان یک سرمایهگذاری بلندمدت بر روی آن حساب میکنند. تسلا حالا بعد از سالها یک سهام رشدی به حساب میآید.
۲- جف بزوس: پیشگام تحول دیجیتال و استاد سرمایهگذاری بلندمدت
داستان جف بزوس، بنیانگذار آمازون، یکی از الهامبخشترین نمونههای موفقیت در عصر دیجیتال محسوب میشود. این کارآفرین ۶۰ ساله که در سال ۱۹۹۴ شغل پردرآمدش در یک صندوق سرمایهگذاری در والاستریت را رها کرد تا یک کتابفروشی الکترونیکی تأسیس کند، امروز به عنوان یکی از تأثیرگذارترین افراد در تحول اقتصاد جهانی شناخته میشود.
بزوس در گاراژ کوچک خانه مادرش در سیاتل با سرمایه اولیه ۳۰۰ هزار دلار که از والدینش قرض گرفته بود، شرکتی را تأسیس کرد که ابتدا فقط کتاب میفروخت. ایده ساده او، یعنی ایجاد بزرگترین کتابفروشی جهان بدون داشتن حتی یک کتابخانه فیزیکی، در آن زمان به نظر بسیاری غیر عملی و مسخره میرسید. اما بینش عمیق بزوس درباره پتانسیل اینترنت، او را به مسیری هدایت کرد که امروز آمازون را به ارزشی بیش از ۱.۷ تریلیون دلار رسانده است.
نقطه عطف ایده بزوس عرضه اولیه سهام شرکتش در ۱۵ می ۱۹۹۷ بود. بزوس با درک اهمیت تأمین مالی از طریق بازار سرمایه، آمازون را در بورس نزدک عرضه کرد. آن روز، سهام آمازون با قیمت ۱۸ دلار به ازای هر سهم عرضه شد. امروز، پس از ۷ تقسیم سهام، ارزش هر سهم به بیش از ۳۰۰۰ دلار رسیده است، رشدی معادل ۱۶۰,۰۰۰٪ که سرمایهگذاران اولیه را به ثروتی بزرگ رسانده است.
استراتژی انقلابی بزوس، یا کلید موفقیت او، تمرکز بر رشد به جای سود کوتاهمدت بود. در واقع پشت این امپراتوری که امروز میبینیم، آمازون تا سال ۲۰۰۱ یعنی تقریباً ۷ سال پس از تأسیس به سوددهی واقعی نرسید. این بازه زمانی هرکسی را میتواند به تسلیم یا عقبنشینی تشویق کند اما دید بزوس بلندمدت بود.
بزوس با بینشی آیندهنگرانه، آمازون را از یک کتابفروشی آنلاین ساده به غول فناوری تبدیل کرد. سرمایهگذاریهای سنگین او در توسعه زیرساختهای اختصاصی بسیار مؤثر بود. در سال ۲۰۰۶، با راهاندازی سرویس وب آمازون یا همان AWS، تحول بزرگی در صنعت رایانش ابری ایجاد کرد. امروز AWS به تنهایی ۷۰٪ از سود عملیاتی آمازون را تأمین میکند و نشاندهنده دوراندیشی بینظیر بزوس در شناسایی فرصتهای فناورانه است.
آمازون تحت رهبری بزوس، بهجای تمرکز بر خردهفروشی، به توسعه این امپراتوری فناورانه پرداخت. از راهاندازی کتابخوان الکترونیکی کیندل در ۲۰۰۷ تا معرفی دستیار صوتی الکسا در ۲۰۱۴، هر محصول جدید حلقهای به زنجیره اکوسیستم دیجیتال آمازون اضافه کرد. این اقدامات نهتنها وفاداری مشتریان را به آمازون افزایش داد، بلکه کار را برای رقبا سختتر و سختتر کرد.
نقطه عطف آمازون اما در سال ۲۰۰۵ اتفاق افتاد با معرفی سرویس تحولی Amazon Prime که با ارائه تحویل رایگان و سریع، استانداردهای جدیدی در تجارت الکترونیک تعریف کرد. این حرکت استراتژیک به همراه دیگر ایدههای مدیریت و توسعه بزوس، ارزش بازار آمازون را تا سال ۲۰۲۳ به ۱.۷ تریلیون دلار رساند.
بزوس با “نظریه پنجره باز” خود اعتقاد دارد و البته ثابت کرده که فرصتهای استثنایی موقتی هستند و باید بهموقع شناسایی شوند. تأکید او بر سرمایهگذاری مجدد سودها بهجای تقسیم آنها، به نوعی موتور محرکه رشد انفجاری آمازون شد. شاید مهمترین درس از مدیریت بزوس، “وسواس مشتریمحوری” باشد که در تمام تصمیمگیریهای بزرگ آمازون نهادینه شده و مزیت رقابتی پایدار برای این شرکت ایجاد کرده است.
آمازون امروز با بیش از ۱.۵ میلیون کارمند در ۶۰ کشور، نه تنها یک فروشگاه آنلاین، که زیرساخت اقتصاد دیجیتال است. ارزش سهام آمازون از زمان عرضه اولیه تاکنون به طور متوسط سالانه ۳۸٪ رشد داشته است؛ عملکردی که والاستریت را شگفتزده کرده است.
بزوس با این ذهنیت و دستورالعمل که “ما در آمازون همیشه در روز اول هستیم”، فرهنگ نوآوری دائمی را به نحوی نهادینه کرده است. داستان کسی مثل او اثبات میکند که ترکیب “چشمانداز بلندمدت” و “دسترسی به بازار سرمایه” میتواند یک ایده ساده را به امپراتوری جهانی تبدیل کند.
اما ما چطور میتوانیم به دنبال شخص موفقی مانند جف بزوس به سود برسیم؟ با وجود در دسترس بودن سهام آمازون به عنوان یک سهام امن و رشدی که سوددهی آن ثابت شده است، قرار گرفتن در مسیری که جف بزوس از پیش آن را هموار کرده است بسیار آسان است. با خرید سهام آمازون و قرار دادن آن در پرتفوی شخصیتان یک سهام رشدی خواهید داشت که به پشتوانه اعتبار و مدیریت جف بزوس سرمایه شما را حفظ و رشد میدهد. برای مشاوره درباره نحوه خرید سهام آمازون میتوانید به طور رایگان با کارشناسان مجرب ما در ارتباط باشید.
۳- برنارد آرنو: مردی که از فروشندگی کفش به امپراتوری LVMH رسید
داستان آرنو متفاوت است. او در فرانسه متولد شد، اما ثروتش را در بورس نیویورک ساخت.
در دنیای پرزرقوبرق کالاهای لوکس، برنارد آرنو ۷۵ ساله بهعنوان معمار اصلی بزرگترین گروه کالاهای تجملی جهان شناخته میشود. مسیر او از مدیریت یک شرکت ساختمانی خانوادگی در شمال فرانسه تا رهبری LVMH با ارزش بازار ۴۲۰ میلیارد یورو، داستانی استثنایی از هوش مالی و دوراندیشی استراتژیک را روایت میکند.
آرنو با استراتژی شکار فرصتها در بحرانها، در سال ۱۹۸۴ با خرید Christian Dior در بحبوحه رکود اقتصادی، اولین گام بزرگ خود را برداشت. او با درک این اصل که “کالاهای لوکس آخرین چیزی هستند که مردم در رکود از آن چشمپوشی میکنند”، بهطور سیستماتیک در زمانهای بحران اقتصادی اقدام به خرید برندهای معتبر اما دچار مشکل میکرد. از خرید Louis Vuitton در ۱۹۸۷ تا تصاحب Tiffany & Co. به ارزش ۱۵.۸ میلیارد دلار در ۲۰۲۱، تمام این معاملات در دورههای چالشبرانگیز اقتصادی انجام شدند.
مدل کسبوکار انقلابی او یعنی ترکیب اصالت اروپایی با سرمایهگذاری آمریکایی باعث پیشرفت بینظیر او شد. آرنو با وجود حفظ هویت فرانسوی برندها، هوشمندانه از بازارهای سرمایه آمریکا بهره برد و سهام شرکتهایش را در بورس نیویورک و یورونکست بهصورت همزمان عرضه کرد.
او با این کار سرمایهگذاران بزرگ آمریکایی را جذب و ۴۵٪ سهامداران فعلی را به آمریکاییها اختصاص داد. او از ارزشگذاری بالای والاستریت برای تأمین مالی استفاده کرد.
آرنو با ادغام برندهای لوکس لباس، نوشیدنی، لوازم آرایش و… تا سال ۲۰۲۳ به درآمد ۸۶.۲ میلیارد یورویی با حاشیه سود ۲۷٪ رسید.
فلسفه مدیریتی آرنو حفظ استقلال برندها بود؛ او ترجیح داد هر برند هویت و تیم طراحی مستقل خود را حفظ کند. همچنین بر تجربه مشتری تمرکز کرد و سرمایهگذاری سنگین در فروشگاههای پرچمدار انجام داد؛ برندهایی که طی سالیان جای خودشان را در زندگی افراد ثروتمند پیدا کرده بودند و لقمه آماده برای آرنو شدند.
آرنو ثابت کرده است که حتی در صنعت اصیل و سنتی کالاهای لوکس، نوآوری در مدل مالی و بینالمللیسازی میتواند معجزه کند. او سرمایه خودش را به بورس آمریکا رساند و سود سرمایهاش را به خدمت اصالت اروپایی گرفت. امروز LVMH با ۷۵ برند در ۵ بخش مختلف همکاری دارد و نمونه بینظیری از خلق ارزش از طریق مدیریت پرتفوی هوشمند برندهاست.
۴- مارک زاکربرگ: نابغهای که ارتباطات جهان را متحول کرد
تصور کنید دانشجوی ۱۹ سالهای در خوابگاه دانشگاه، سایت سادهای میسازد برای مقایسه چهره دانشجویان به نام The Facebook و سالها بعد همان پروژه کوچک به “متا” تبدیل شود؛ امپراتوری که ارزشش از تولید ناخالص و اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان بیشتر است!
زاکربرگ پلتفرمی ساخت که ارتباطات انسانی را برای همیشه دگرگون کرد. آنچه با سرمایه اولیه ۲۰۰۰ دلار از پسانداز شخصی آغاز شد، امروز به غول فناوری متا با ارزش بازار بیش از ۹۰۰ میلیارد دلار تبدیل شده است و میلیونها شخص از آن کسب درآمد میکنند.
راهاندازی اولیه این پروژه فوریه ۲۰۰۴ در هاروارد اتفاق افتاد و در سپتامبر ۲۰۰۶ در دسترس عموم قرار گرفت. بعد از ۶ سال، در مه ۲۰۱۲ بزرگترین عرضه اولیه در تاریخ فناوری با ارزش ۱۰۴ میلیارد دلار را داشت و در اکتبر ۲۰۲۱ از فیسبوک به متا و تمرکز بر متاورس تغییر نام داد.
زاکربرگ در چند خرید بزرگ، از سهام بهعنوان ارز استفاده کرد. از جمله خرید اینستاگرام در سال ۲۰۱۲ به قیمت ۱ میلیارد دلار و واتساپ در سال ۲۰۱۴ به قیمت ۱۹ میلیارد دلار که بخش عمده پرداخت بهصورت سهام فیسبوک انجام شد.
او همواره سرمایهگذاری بلندمدت انجام داده و علیرغم ثروت عظیم، همچنان بیش از ۹۰٪ سهام خود را حفظ کرده است.
تغییر مدل کسبوکار از تبلیغات بنری ساده به سیستم هدفگیری پیشرفته بر اساس دادههای کاربران و استفاده از ماشین لرنینگ، دنیای مارکتینگ را متحول کرد. امروز متا با جمعآوری دادههای نزدیک به ۳ میلیارد کاربر فعال روزانه و ارائه خدمات به بیش از ۲۰۰ میلیون کسبوکار کوچک، درآمد سالانهای نزدیک به ۱۳۰ میلیارد دلار ایجاد میکند.
از نظر زاکربرگ، در دنیایی که به سرعت در حال تغییر است، تنها استراتژی شکستخورده، عدم ریسکپذیری است و بزرگترین ریسک، ریسک نکردن است.
۵- بیل گیتس: از گاراژ خانه تا سلطنت بر دنیای نرمافزار
بیل گیتس، متولد ۱۹۵۵، داستان موفقیت خود را در سن ۲۰ سالگی آغاز کرد، زمانی که به همراه پل آلن، شرکت مایکروسافت را در یک گاراژ کوچک تأسیس کرد. اما نقطه عطف واقعی، عرضه عمومی سهام این شرکت در سال ۱۹۸۶ بود که گیتس را به یکی از ثروتمندترین افراد جهان تبدیل کرد.
عرضه اولیه سهام مایکروسافت ابتدا در بورس “نزدک” با قیمت ۲۱ دلار به ازای هر سهم انجام شد و به سرعت مورد استقبال سرمایهگذاران قرار گرفت. ارزش سهام مایکروسافت در طول سالها بهطور پیوسته افزایش یافت و در اوج خود به بیش از ۳۰۰ دلار برای هر سهم رسید. این رشد خیرهکننده، ثروت گیتس را به بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار رساند و او را برای سالها در صدر فهرست ثروتمندترینهای جهان نگه داشت.
گیتس با حفظ سهام خود در مایکروسافت و سرمایهگذاری مجدد سودهای شرکت، ثروت خود را افزایش داد. او همچنین با تأسیس شرکت سرمایهگذاری “کاسکید”، داراییهای خود را در بخشهای مختلفی مانند فناوری، سلامت و انرژی پخش کرد. این تنوعبخشی هوشمندانه، ثروت او را حتی پس از کاهش سهمش در مایکروسافت حفظ کرد. مسیر ثروتمند شدن بیل گیتس اهمیت عرضه عمومی ورود به بورس را نشان میدهد که مایکروسافت را از یک شرکت کوچک به امپراتوری جهانی تبدیل کرد.
همچنین گیتس با حفظ سهام خود در بلندمدت، از رشد شرکت بهره کامل برد و تنوعبخشی داراییهایش، کلید حفظ ثروت او در طول زمان بود.
بیل گیتس نشان داد که چگونه ترکیب نوآوری، استراتژی مالی هوشمند و استفاده از بازارهای سرمایه میتواند یک ایده ساده را به ثروتی بینظیر تبدیل کند.
سهام مایکروسافت یکی از مهمترین سهامها در صندوقهای سرمایهگذاری پیشنهادی ماست. بیل گیتس با سهام مایکروسافت سالهاست که به عنوان یک سهام رشدی، سرمایهگذاران بسیاری را با خود همراه کرده است.
۶- لری الیسون: شورشی که دنیای دادهها را فتح کرد
لری الیسون، متولد ۱۹۴۴، مسیر غیرمتعارفی به سوی ثروت طی کرد. این کارآفرین خودآموخته که دو بار از دانشگاه اخراج شد، در ۱۹۷۷ با سرمایه اولیه ۲۰۰۰ دلار شرکت “مؤسسه توسعه نرمافزار آزمایشگاهی” را تأسیس کرد که بعدها به اوراکل تغییر نام یافت. نقطه عطف کار او، توسعه اولین پایگاه داده رابطهای تجاری در سال ۱۹۷۹ بود که صنعت فناوری اطلاعات را متحول کرد.
اما انفجار ثروت او نیز با ورود به بورس نزدک اتفاق افتاد. اوراکل در ۱۲ مارس ۱۹۸۶ با قیمت ۱۵ دلار به ازای هر سهم وارد بورس شد. این عرضه اولیه که در ابتدا توجه کمی جلب کرد، به سرعت به یکی از موفقترین عرضههای تاریخ تبدیل شد. ارزش سهام اوراکل در طول سه دهه بعدی بیش از ۱۰۰۰ برابر افزایش یافت و الیسون را به یکی از ثروتمندترین افراد جهان تبدیل کرد.
الیسون با ترکیبی منحصر به فرد از فناوری پیشرفته و تاکتیکهای تجاری جسورانه رشد کرد. او با خرید رقبای ضعیف در دوران رکود اقتصادی و سرمایهگذاری سنگین در فناوری ابری، همچنین تمرکز بر بازارهای سازمانی پرمنفعت مسیر منتهی به ثروت و موفقیت خود را ساخت.
بورس آمریکا به الیسون امکان این را داد تا سرمایه مورد نیاز برای توسعه را تأمین کند و با استفاده از سهام به عنوان ارز، شرکتهای رقیب را بخرد.
امروز اوراکل با ارزش بازاری بیش از ۳۰۰ میلیارد دلار، نمادی از تحقق رویای آمریکایی است؛ داستانی که بدون دسترسی به بازارهای سرمایه آمریکا هرگز نمیتوانست به این شکل نوشته شود.
۷- وارن بافت: اسطوره سرمایهگذاری ارزشی
وارن بافت، متولد ۱۹۳۰ در اوماهای نبراسکا، مسیر ثروت خود را از ۱۱ سالگی با خرید اولین سهام آغاز کرد. این نام آشنا و نابغه سرمایهگذاری که به “پیشگوی اوماها” معروف است، ثروت عظیم خود را مدیون استراتژی منحصر به فرد “سرمایهگذاری ارزشی” است که از استادش بنجامین گراهام آموخته بود. نقطه عطف زندگی حرفهای او در سال ۱۹۶۵ اتفاق افتاد، زمانی که کنترل شرکت نساجی برکشایر هاتاوی را به دست گرفت و آن را به یک هلدینگ سرمایهگذاری تبدیل کرد.
بافت با خرید سهام شرکتهای دارای “حصار اقتصادی” پایدار در قیمتهای مناسب، ثروت خود را بنا نهاد. برخی از موفقترین سرمایهگذاریهای او شامل خرید سهام کوکاکولا در ۱۹۸۸، سرمایهگذاری در آمریکن اکسپرس، خرید شرکتهای بیمهای مانند گیکو، سرمایهگذاری در بانک ولز فارگو و… است.
بازارهای مالی آمریکا بستر اصلی رشد بافت بودند: دسترسی به شرکتهای با کیفیت با گزارشدهی شفاف و نقدشوندگی بالا برای اجرای استراتژیهای سرمایهگذاری جزو عوامل مهم در موفقیت او هستند. مواردی که همواره در هلدینگ سرمایهگذاری MHS نیز به آنها تأکید شده و نام و استراتژیهای آقای وارن بافت به عنوان یک الگوی مناسب همواره جزو استراتژیهای پیشنهادی دکتر سلیمانی بوده و هست.
ویژگیهای کلیدی استراتژی وارن بافت که دکتر سلیمانی نیز به آنها تأکید دارند، در ابتدا سرمایهگذاری ارزشی و بلندمدت، همچنین حفظ تعادل ریسک و تمرکز بر اطلاعات اقتصادی شرکتها و کسبوکارهاست.
تحول سهام برکشایر از سال ۱۹۶۵ با قیمت هر سهم کلاس A حدود ۲۰ دلار به بیش از ۵۰۰,۰۰۰ دلار در سال ۲۰۲۳ و رشد سالانه مرکب حدود ۲۰٪ در پنج دهه اخیر یک تحول شگفتانگیز را نشان میدهد. وارن بافت ثابت کرد سود مرکب از انفجار هم قدرت بیشتری دارد! شگفتی که قبلاً در یک مقاله به طور مفصل درباره آن نوشتهایم.
امروز بافت با ثروتی حدود ۱۰۰ میلیارد دلار، نه فقط به خاطر ثروت عظیمش، بلکه به دلیل پایبندی به اصول اخلاقی در کسبوکار و سرمایهگذاریهای خیرخواهانهاش مورد احترام جهانی است. داستان موفقیت او نشان میدهد که چگونه ترکیب صبر، انضباط و درک عمیق از اصول کسبوکار میتواند در بلندمدت به ثروتی خارقالعاده منجر شود.
۸ و ۹- لری پیج و سرگئی برین: دو دانشجویی که دنیای اینترنت را متحول کردند
لری پیج و سرگئی برین در سال ۱۹۹۵ در دانشگاه استنفورد ملاقات کردند و سه سال بعد، در سال ۱۹۹۸ شرکت گوگل را در یک گاراژ تأسیس نمودند. ایده اولیه آنها یک موتور جستجوی مبتنی بر الگوریتم PageRank بود که نتایج مرتبطتری ارائه میداد. نقطه عطف آنها در سال ۲۰۰۴ اتفاق افتاد، زمانی که گوگل با قیمت ۸۵ دلار به ازای هر سهم وارد بورس نزدک شد. این عرضه اولیه ۱.۶۷ میلیارد دلاری، یکی از بزرگترین عرضههای تاریخ والاستریت بود و ارزش شرکت را به ۲۳ میلیارد دلار رساند.
امروز هر سهم گوگل (آلفابت) بیش از ۳۰۰۰ دلار ارزش دارد و شرکت ارزش بازاری حدود ۲ تریلیون دلار دارد. بورس آمریکا به آنها امکان داد تا سرمایه لازم برای توسعه محصولات جدید مانند یوتیوب، اندروید و وایفای را تأمین کنند. بدون شک وجود موتور جستجوی گوگل زندگی همه ما را دگرگون کرده است. مطمئناً شما نیز تا به حال فکر کردهاید و سعی کردهاید به یاد بیاورید زندگی روزمرهتان قبل از وجود گوگل چطور بود؟
۱۰- استیو بالمر: از کارمند شماره ۳۰ مایکروسافت تا میلیاردر تکنولوژی
استیو بالمر در سال ۱۹۸۰ به عنوان کارمند شماره ۳۰ به مایکروسافت پیوست و در سال ۲۰۰۰ به عنوان مدیرعامل انتخاب شد. برخلاف بسیاری از کارمندان که سهام خود را میفروختند، بالمر سهام خود را حفظ کرد.
زمانی که مایکروسافت در سال ۱۹۸۶ وارد بورس شد، ارزش سهام آن به سرعت افزایش یافت. بالمر در طول دوران حضورش در مایکروسافت، یکی از بزرگترین سهامداران شرکت باقی ماند. در سال ۲۰۱۴، زمانی که از مایکروسافت بازنشسته شد، حدود ۴٪ از سهام شرکت را در اختیار داشت که ارزش آن به دهها میلیارد دلار میرسید.
شناخت بورس آمریکا به بالمر این امکان را داد تا ثروت خود را در مایکروسافت حفظ و افزایش دهد و سپس آن را در سایر سرمایهگذاریها مانند خرید تیم لسآنجلس کلیپرز به کار گیرد.
فصل مشترک ۱۰ مرد ثروتمند جهان: جادوی والاستریت و بورس آمریکا
همانطور که در طول خواندن این مقاله متوجه شدهاید، تمامی این ثروتمندان خودساخته، بدون استثنا یک استراتژی کلیدی مشترک داشتهاند: اتصال هوشمندانه به موتور ثروتساز بورس آمریکا.
این امر شانسی یا تصادفی نیست، بلکه نشاندهنده نقش بیچونوچرای بازارهای سرمایه پیشرفته در خلق ثروت است.
مهاجرت مالی این افراد از نقاط مختلف به قلب اقتصاد جهان، ایلان ماسک از آفریقای جنوبی به بورس نزدک، برنارد آرنو از فرانسه به والاستریت، لری الیسون از شیکاگو به سیلیکونولی و خیلی اشخاص دیگر که در این لیست نامشان نگنجید، همگی دریافته بودند که دسترسی به بازار سرمایه آمریکا برابر است با دسترسی به ابزار رشد تصاعدی.
اگر نمیدانید بورس آمریکا و والاستریت کجاست و دوست دارید با این بازار بزرگ جهانی و در دسترس همراه شوید، مقاله ما درباره بورس آمریکا را بخوانید. این مقاله شروع مناسبی برای آموختن بورس آمریکا و کار در بازارهای جهانی است.
والاستریت، اهرم تسریعکننده
بورس آمریکا با ویژگیهای منحصر به فردش مثل نقدشوندگی فوقالعاده و معاملات روزانه ۴۰۰+ میلیارد دلار، یا مکانیسمهای تأمین مالی پیشرفته، عرضههای اولیه، انتشار اوراق و… همچنین شبکه جهانی سرمایهگذاران نهادی، به این افراد امکان داد سرمایههای خرد را به امپراتوریهای جهانی تبدیل کنند.
تبدیل سهام به ارز بینالمللی توسط ثروتمندترین مردان دنیا
همه این افراد آموختند که افزودن سهام شرکتشان در بورس آمریکا مساوی است با داشتن ارزی معتبر برای خرید رقبا و ارزشگذاری بالاتر نسبت به بازارهای دیگر، همچنین امکان تأمین مالی ارزانقیمت برای گسترش کسبوکار.
از سوی دیگر، اثر مرکب بازارهای آمریکا بسیار وسوسهانگیز و رویایی است؛ نظم و شفافیت اطلاعاتی که موجب جلب اعتماد سرمایهگذاران میشود و وجود تحلیلگران حرفهای که هیچ نقصی از زیر دستشان در نمیرود و همواره در حال کشف ارزش واقعی شرکتها هستند. یا وجود امنیت بالا و قوانین حمایتی در خدمت حفظ حقوق سهامداران باعث شده که والاستریت تبدیل به خانهای امن برای سرمایهگذاران خرد و کلان شود.
ثروتمندان خودساخته جهان خیلی وقت است که فهمیدهاند رشد در بازارهای محلی خطی و ثابت است و تصاعد و سود مرکب واقعی را از طریق والاستریت میتوان تجربه کرد.
این ۱۰ نفر ثابت کردند مهاجرت مالی به اندازه مهاجرت فیزیکی یا حتی بیشتر از آن اهمیت دارد. آنها با هوشمندی دریافتند که والاستریت تنها جایی است که میتوان از آن به مریخ رسید یا یک کتابفروشی آنلاین را به آمازون، یک موتور جستجو را به گوگل و یک ایده پردازش داده را به اوراکل تبدیل کرد.
سؤال اینجاست که آیا ما آماده استفاده از تجربه این بزرگان و استفاده از این فرمول جهانی برای رشد ثروت خود هستیم؟
چرا هیچ ایرانی در فهرست ثروتمندترینهای جهان نیست؟ از نگاه MHS
ایران با وجود استعدادهای درخشان و منابع غنی، یک غایب بزرگ در فهرست میلیاردرهای جهانی است. این امر دلایل ساختاری و فرهنگی عمیقی دارد که ریشه در سبک سرمایهگذاری و نگرش اقتصادی ایرانیان دارد.
گروه سرمایهگذاری MHS به رهبری دکتر سلیمانی، اما با چندین سال مطالعه بر رفتار مالی صدها کلاینت موفق ثابت کرده این وضعیت در طول زمان قابل تغییر است و همه سیکلهای معیوب قابل شکسته شدن هستند. در ادامه دلایل این غیبت و راهکارها و میانبرهایی که MHS پیدا کرده یا ساخته را بررسی میکنیم:
فرهنگ سرمایهگذاری سنتی
ایرانیان عمدتاً به سرمایهگذاریهای کمریسک و ملموس مانند مسکن، طلا و خودرو تمایل دارند. این در حالی است که ثروتهای بزرگ جهانی عمدتاً از طریق سرمایهگذاری در بازارهای سهام، استارتاپها و فناوریهای نوپا و مگاترندها ایجاد شدهاند. بررسیها نشان میدهد بیش از ۸۰٪ دارایی ایرانیان در بازارهای سنتی متمرکز است.
به همین دلیل دکتر سلیمانی و تیم تحلیل ما در MHS همواره در مسیر آگاهیرسانی درباره دنیای نوآوری، مگاترندها و بورس آمریکا با آموزشهای تخصصی، نگرش سرمایهگذاران ایرانی را به سمت فرصتهای سودآور جهانی سوق داده است.
عدم ارتباط با بازارهای جهانی
همانطور که پیشتر گفتیم، نقطه اشتراک همه این افراد بورس آمریکاست؛ جایی که دسترسی ما ایرانیها به دلیل تحریمهای بینالمللی و محدودیتهای ارزی، شدیداً محدود است.
در حالی که ثروتمندان جهانی از طریق بورسهای نیویورک، لندن و هنگکنگ ثروت خود را افزایش میدهند، ایرانیان عمدتاً به بازارهای داخلی محدود شدهاند.
در این وضعیت، تیم ما به رهبری دکتر سلیمانی سعی بسیاری در ایجاد کانالهای قانونی و مطمئن انجام داده و این مشکل را حل کرده و امکان آگاهی و سرمایهگذاری در بازارهای جهانی را فراهم آورده است.
ریسکگریزی فرهنگی
فرهنگ اقتصادی ایران به شدت ریسکگریز است. در حالی که کارآفرینان موفق جهانی مانند ماسک و بزوس بارها شکست خورده و دوباره برخاستهاند، در ایران شکست اقتصادی اغلب به عنوان ننگ اجتماعی تلقی میشود. این نگرش مانع از سرمایهگذاریهای جسورانه میشود.
اگر مقالات قبلی ما را خوانده باشید، میدانید که تأکید ما همیشه بر مدیریت ریسک بوده است، نه فرار از آن. در واقع ما در MHS با معرفی مدلهای سرمایهگذاری نوین دنیا، ریسکپذیری هوشمندانه را آموزش میدهیم.
نظام مالی ناکارآمد
سیستم مالی ایران فاقد ابزارهای پیشرفته سرمایهگذاری است. بورس تهران به رغم رشد اخیر، هنوز از نظر تنوع ابزارها و شفافیت با بازارهای جهانی فاصله زیادی دارد. این امر امکان خلق و کسب ثروت در مقیاس جهانی را بسیار محدود میکند.
ما با طراحی ابزارهای مالی نوین مانند صندوقهای اختصاصی بینالمللی، این شکاف را پر کردهایم. دکتر سلیمانی معتقد است: «با ابزارهای درست و کسب سواد مالی، هر ایرانی میتواند سرمایهگذار جهانی باشد.»
تمرکز بر سود کوتاهمدت
فرهنگ اقتصادی ایران به سودهای سریع و نوسانگیری تمایل دارد، در حالی که ثروتهای بزرگ جهانی حاصل سرمایهگذاریهای بلندمدت است. بررسی سبد دارایی ایرانیان نشان میدهد کمتر از ۵٪ سرمایهگذاریها افق زمانی بیش از ۵ سال دارند.
برنامههای بلندمدت دکتر سلیمانی با بازدهی ۳۰ تا ۴۰٪ سالانه، بارها به صورت تجربی به کلاینتهای قدیمی و جدید ما ثابت کرده که سرمایهگذاری پایدار بسیار سودآورتر از نوسانگیری است.
راهکار MHS
به طور کلی راهکار MHS برای تغییر این وضعیت، آغاز اطلاعرسانی و برگزاری دورههای آموزشی اختصاصی با محوریت سرمایهگذاری جهانی، همچنین ایجاد و مدیریت کانالهای مطمئن سرمایهگذاری در بورسهای معتبر جهان مخصوصاً آمریکا و مدیریت حرفهای پرتفوی شخصیسازیشده مناسب هر فرد تحت نظارت مستقیم و مؤثر دکتر سلیمانی است.
دکتر سلیمانی، مدیرعامل MHS میگوید:
«ما در MHS ثابت کردهایم که ایرانیان میتوانند در سطح جهانی بدرخشند. کافیست از روشهای سنتی فاصله بگیرند و از تخصص حرفهایها استفاده کنند.»
شما نیز میتوانید روزی جزو لیست بزرگترینها باشید؛ کافیست راه خودتان را پیدا کنید و بدون ترس و آگاهانه در آن گام بگذارید.
همراه شما هستیم تا بهترین تصمیمات مالی را بگیرید
در مسیر موفقیت مالی، دانستن مسیر و ابزار مناسب تنها نیمی از راه است؛ نیم دیگر، داشتن یک همراه و راهنمای باتجربه است که بتواند با تحلیل دقیق بازار، ارائه استراتژیهای عملی و پشتیبانی مستمر، شما را به مقصد برساند.
گروه سرمایهگذاری MHS با سالها تجربه و بهرهگیری از تیمی حرفهای در حوزههای مختلف سرمایهگذاری، آماده است تا به شما کمک کند بهترین تصمیمات مالی را بگیرید و آیندهای مطمئن برای خود و خانوادهتان بسازید.